تبليغاتX
قــــــلم دونی من ...........
دوباره بازیچه شدم توی تاتر زندگی - تو این نمایشنامه دل شکسته شد به سادگی ...
 

يه پنجره با يه قفس ، يه حنجره بي هم نفس
سهم من از بودن تو ، يه خاطرس همين و بس

تو اين مثلث غريب ، ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر مي رسم ، از اونور شب اومدم

يه شب كه مثل مرثيه ، خيمه زده رو باورم
ميخوام تو اين سكوت تلخ ، صداتو از ياد ببرم

بزار كوله بارم روشونه شب بزارم
بايد كه از اينجا برم ، فرصت موندن ندارم

داغ ترانه تو دلم ، شوق رسيدن تو تنم
تو حجم سرد اين قفس ، منتظر پر زدنم

من از تبار غربتم ، از آرزو هاي محال
قصه ما تموم شده ، با يه علامت سوال

بزار كوله بارم روشونه شب بزارم
بايد كه از اينجا برم ، فرصت موندن ندارم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/08/28ساعت 17:3 توسط آرام |

 

اگه شکسته پای من گریه نکن عصای من
هر چه شکست بنویس به پای گریه های من
نگو تمومه طاقتت نمونده روز راحتت
نگاه با صداقتت غنیمته برای من
آینه و شمعدون نمی خوام من لب خندون نمی خوام
هر چی که خندس واسه تو هر چی غمه برای من
بخند و از خنده بگو از غم بازنده بگو
عمر بزرگوارتو تلف نکن به پای من
عشق منو می خوای چی کارعذر و بهونه کم بیار

دوس ندارم که عاقبت تو بشکنی به جای من

لينك ثابت نوشته شده در 87/08/26ساعت 16:7 توسط آرام |

 

به تو تبریک میگم، که به تو باختم و
زیر پا له کردم دل خودساخته مو
به تو تبریک میگم، که دلم پیش تو بود
که تموم زندگیم توی آتیش تو بود، توی آتیش تو بود
مگه چی خواستم ازت، به جز عاشق بودن
که چشام برای تو آینه ی دق بودن
بگو چی کم داشتم که بریدی از دلم
به کدوم مقصودت نرسیدی از دلم، نرسیدی از دلم
به تو تبریک میگم که بیخودی
توی زرق و برق دنیا گم شدی
به تو تبریک میگم گم شدنو
گلِ گلخونه ی مردم شدنو
دلی غمگین تر از دل من هم مگه هست
تو نشون من بده دل غمگین اگه هست
تو صدای قلبمو نشِنیدی ای وای
مُردم از چشمای تو، دیگه از من چی می خوای، دیگه از من چی می خوای
به تو تبریک می گم به تسلای دلم
که دل سنگیتو بذاری جای دلم
این منم از دنیا مونده و وامونده
این منم که هرچی داشت پای تو سوزونده، پای تو سوزونده

به تو تبریک میگم که بیخودی
توی زرق و برق دنیا گم شدی
به تو تبریک میگم گم شدنو
گلِ گلخونه ی مردم شدنو
 

لينك ثابت نوشته شده در 87/08/24ساعت 13:5 توسط آرام |

 

ورد زبون همه اینه
که صدای من نفرتیه
ولی واسه تو عزیز من
سر آمد عاشقیه
میخوام بگم دوستت دارم
اما نگو ،برو بی خیال
تو هی میگی ولم بکن
بی خیال این عشق محال
هر چی بگی برای تو
همون میشم ای نازنین
میشم مثل یه مرغکی
تو دست تو بازم اسیر
تویی تمام زندگیم
برات میمیرم نازنین
توی تموم خاطره هام
هر روز کنارت میشینم من
به یادتو به یاد عشقم
میشینم با کوله بار درد
تو رو میشونم من ، هر روز کنارم
به خیال خودم میگم من تو رو دارم
ولی اینو می دونم
نیستی تو پیشم
میخوام به توبگم من تو رو دارم
ورد زبون همه اینه
که صدای من نفرتیه
ولی واسه تو عزیز من
سر آمد عاشقیه
میخوام بگم دوستت دارم
اما نگو برو بی خیال
تو هی میگی ولم بکن
بی خیال این عشق محال

هر چی بگی برای تو
همون میشم ای نازنین
میشم مثل یه مرغکی
تو دست تو بازم اسیر
تویی تمام زندگیم
برات میمیرم نازنین

 

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/08/21ساعت 15:12 توسط آرام |

 

وقتی که ، دستای باد ، قفس مرغ گرفتارو شکست ، شوق پروازو نداشت
وقتی که چلچله ها ، خبر فصل بهارو می دادن ، عشق آوازو نداشت
دیگه آسمون براش ، فرقی با قفس نداشت
واسه پرواز بلند ، تو پرش هوس نداشت
شوق پرواز ، توی ابرا ، سوی جنگلای دور
دیگه رفته از خیال اون پرنده صبور
اما لحظه ای رسید ، لحظه پریدن و رها شدن ، میون بیم و امید
لحظه ای که پنجره ، بغض دیوارو شکست
نقش آسمون صاف ، میون چشاش نشست
مرغ خسته پر کشید و افق روشنو دید

تو هوای تازه دشت ، به ستاره ها رسید
لحظه ای پاک و بزرگ ، دل به دریا زد و رفت
با یه پرواز بلند تن به صحرا زد و رفت

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/08/11ساعت 15:25 توسط آرام |

 

پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه دلو تو میدونی
وقتی از بخت خودم حرف میزنم
چشام اشک بارون میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میکم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونی
می خوام امشب با خدام شکوه کنم
شکوه های دلمو تو میدونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاس
چرا بخت من سیاس تو میدونی
پنجره بسته میشه شب میرسه
چشام آروم نداره تو میدونی
اگه امشب بکذره فردا میشه
مگه فردا چی میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میکم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونی

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/08/07ساعت 9:9 توسط آرام |

 

چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه
یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب میزنه

اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه


 

لينك ثابت نوشته شده در 87/08/05ساعت 16:39 توسط آرام |

 

می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت
کهنه ها رو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت
با تو می شد که صدام همه جارو پر کنه
تا قیامت اسم ما قصه ها رو پر کنه
اما خیلی دیر دونستم تو فقط عروسکی
کور و کر بازیچه باد مثل یه بادبادکی
دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم
تو رو خیلی دیر شناختم وقتی که تموم شدم
نه یه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی
واسه حس کردن دردام خیلی خیلی کم بودی
توی شهر بی کسی هام تو رو از دور می دیدم
تا رسیدم به تو افسوس به تباهی رسیدم
شهر بی عابر و خالی شهر تنهایی من بود

لحظه شناختن تو لحظه تموم شدن بود
مگه می شه از عروسک شعر عاشقونه ساخت
عاشق چیزی که نیست شدروی دریا خونه ساخت

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/07/28ساعت 16:54 توسط آرام |

 

کجاس بگو
اون که برات می مرده کو
اون که قسم می خورده که دوسِت داره
اما به جاش با یه قسم هرچی که داشتی برده کو

تنها شدی
باز تف سربالا شدی
گذاشت و رفت، دیدی دوسِت نداشت و رفت


 

لينك ثابت نوشته شده در 87/07/27ساعت 15:50 توسط آرام |

 

بنویس از سر خط
بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست
بنویس که بدونه
وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست

اونکه گذاشت و رفت
یك روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده
دیگه صداش نکن
بذار خودش بیاد دنبالت بگرده

دیگه گریه نکن
آخه اشک تو باعث شادی اونه
دیگه به پاش نسوز
آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه

اگه می خواست می موند
حالا که غصه اش رفته ز یادم
اگه پیشم می موند
می دید جز اون به هیچکسی دل نمی دادم

دیگه گریه نکن
آخه اشک تو باعث شادی اونه


 

لينك ثابت نوشته شده در 87/07/23ساعت 10:8 توسط آرام |

 

گریه های تو برام فایده نداره
برو که دیگه تو رو شناختمت
بگو به کی بگم گفتنیامو , حالا که به حرف حسودا باختمت
من تو ی شهر آرزوهام, واسه تو یه قصر طلایی ساخته بودم
به چه شوقی, به چه ذوقی, قلب و دین و ایمونمو باخته بودم
برو دیگه دوست ندارم, اسمتو نمی خوام بیارم
برو دیگه نمی خوام به یادت, چشمامو روی هم بذارم
هردفعه یکی در می زنه, عکس تو میاد به یادمن
که میومدی با یه گل سرخ,دمدمای صبح سراغ من
چه بچه گونه نگام می کردی, نگاتو باور میکردم
دوباره می رفتی, من تو سکوتم گلاتو پرپر می کردم
قصه های منو تو تمومه اما, یه روز تو تنها می شینی

حریر عشق گذشتمو, تو آینه ها می بینی
اما دیگه نیست اون که اشکاتو
می بوسید و تو براش نفس بودی
اونی که براش فرش زمینو یه سایه بون با تو بس بودی

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/07/21ساعت 13:46 توسط آرام |

 

دست از سر ما بردار کنار تو نمی مونم
یه روز میگفتم عاشقتم اما دیگه نمیتونم
تقصیر هیچکس دیگه نیست قصه ی ما تموم شده

 حیفه همه خاطره هام به پای کی حروم شده

دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی
اشکاتو باور ندارم بیخودی هق هق میکنی
دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی
اشکاتو باور ندارم بیخودی هق هق میکنی

یادم میفته لحظه ای که دست تو رو شد برام
قسم میخوردی پیش من که جز تو عشقی نمیخوام
دست خودم نیست که دیگه هیچکسو باور ندارم
این چیزا تقصیره توئه تلافیشو در میارم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/07/16ساعت 13:7 توسط آرام |

 

مگه گناه من چیه؟
قاتل عشق من کیه؟

هر چی میگم بهش بگو
این دل من دیوونشه
میگی بابا بگذر از این
نفرت تو، تو خونشه
این دل من منتظره
بهش بگه دوستش داره
اما نمیخواد ببینه
این دل من دیوونشه

مگه گناه من چیه؟
که راضی به مرگه منه
دلم میخواد داد بزنم
قاتل عشق من کیه؟
هر کی باشه
هر جا باشه
یه لحظه اروم نباشه
به درد عشق دچار بشه
اما یه درمون نباشه

هر کی باشه
هر جا باشه
یه لحظه اروم نباشه
به درد عشق دچار بشه
اما یه درمون نباشه

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/07/06ساعت 14:9 توسط آرام |

 

بي معرفت اين جوريه
ما رو تو كردي مضحكه
بايد كه نفرينت كنم
يا كه بگم مباركه
يكي بهم خبر داده
دو روز ديگه عروسيته
دستاي اون رقيب من
به جاي من تو دستته
فكر مي كني نمي دونم
از همه جا بي خبرم
انگار دارم خواب مي بينم
هنوز نميشه باورم
بي معرفت اين جوريه
ما رو تو كردي مضحكه
بايد كه نفرينت كنم
يا كه بگم مباركه
حالا كه خنجرم زدي
با اون عزيز مهمونت
قلبمو از سينه در آر
براي آينه شمعدونت
از تو و اون دسته گلها
كه دورتون حلقه زدن
يكي از اون شاخه هاشو
بذار روي مزار من


 

لينك ثابت نوشته شده در 87/07/03ساعت 13:44 توسط آرام |

 

توی صحنه قریب زندگی
هممون در نقش یه بازیگریم
با همیم تو بازی های روزگار
از درون هم ولی بی خبریم

هممون پشت نگاه صورتم
همیشه از صبح تا شب قایم میشیم
واسه پنهون کردن گریه هامون
توی قلب روحمون خط می کشیم

بهتره به قلبامون دروغ نگیم
زندگی هر طور که باشه می گذره

من و تو مسافریم تو این روزا
مثه خورشید تو نگاه پنجره

توی پشت صحنه د نیایه ما
خوبی بدی می مونه یادگار
زندگی برای ما یه خاطرس
از تمامه قصه های روزگار

توی پشت صحنه د نیایه ما
خوبی و بدی می مونه یادگار
زندگی برای ما یه خاطرس
از تمامه قصه های روزگار


 

لينك ثابت نوشته شده در 87/07/02ساعت 17:47 توسط آرام |

 

بنویس از سر خط
بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست
بنویس که بدونه
وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست
اونکه گذاشت و رفت
یك روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده
دیگه صداش نکن
بذار خودش بیاد دنبالت بگرده
دیگه گریه نکن
آخه اشک تو باعث شادی اونه
دیگه به پاش نسوز
آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه
اگه می خواست می موند
حالا که غصه اش رفته ز یادم
اگه پیشم می موند
می دید جز اون به هیچکسی دل نمی دادم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/07/01ساعت 13:33 توسط آرام |

 

برای پر پر شدن اقاقی برای بوسه های اتفاقی
تو این روزا که مثل شب سیاه منتظر نور کدوم چراغی
برای لحضه های بی قراری سا عتهای کشندهی خُماری
نَشه می کردی دلَمُ یه روزی الان خزونی کدوم بهاری
رو صندلی انتظار می شینم گلای باغ حسرتو می چینم
یا مثل سابق می شی بر می گردی
یا نمی خوام دیگه تورو ببینم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/06/29ساعت 15:58 توسط آرام |

 

با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده
ای که دلتنگی غربت منو از یاد تو برده
هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره
گل به گل گوشه به گوشه تو رو یاد من می آره
باتومن چه کرده بودم که چنین مراشکستی
بی وداع وبی تفاوت سردوبی صداشکستی
                                                                به گذشته بر میگردم به سراغ خاطراتم
                                                                تازه می شوددوباره ازتوداغ خاطراتم
به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن
هرکجاباشی وباشم به تو برمی گردم از من
این توئی همیشه ی من توی آینه تقدیر
با همه شکستنم از تو ،نیستم از دست تو دلگیر
باتومن چه کرده بودم که چنین مراشکستی
بی وداع وبی تفاوت سردوبی صداشکستی

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/06/28ساعت 21:48 توسط آرام |

 

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود
تو خلوت آيينه‌ها به انتظار نشسته بود

مي‌خواست كه از اينجا بره اما نمي‌دونست كجا
دلش پر از گلايه بود ولی نمی‌دونست چرا

دفتر خاطراتشو ، رو طاقچه جا گذاشت و رفت
عكسای يادگاری‌شو ، برای ما گذاشت و رفت

دل كه به جاده می‌سپرد كسي اونو صدا نكرد
نگاه عاشقونه‌ای برای اون دعا نكرد

حالا ديگه تو غربتش ستاره سر نمی‌زنه
تو لحظه‌های بی‌كسيش پرنده پر نمی‌زنه

با كوله بار خستگی ، تو جاده‌های خاطره
مسافر خسته من ، يه عمره كه مسافره

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/06/23ساعت 9:11 توسط آرام |

 

آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت...

این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف
زنده به گورم می کنن
چه لحظه های خوبیه
ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من
منو از اینجا میبره

آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت

چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس
آی دنیا بیزارم ازت

شریک ضجه های من!
بگو که گوشت بامنه
ببین که زخمای تنم
شاهد حرفای من

آی خدا دلگیرم ولی
احساس غم نمی کنم
چون با توام پیش کسی
سرم رو خم نمی کنم!

لينك ثابت نوشته شده در 87/06/21ساعت 9:30 توسط آرام |

 

دل به چشمای تو بستم
تو شدی همه وجودم
عشق تو باور من شد
با تموم تار و پودم
هرکی اومد سره راهم
چشمامو بستم ندیدم
عکس تو تو دست من بود
تو رو بادلم خریدم
برای نفس کشیدن
عشق تو دلیل من بود
بودن تو پیش چشمات
خواب و رویای شبم بود
من همه ترانه هامو واسه چشم تو نوشتم
ندونستم تو دروغی
وای چه تلخه سرنوشتم
من بدون تو میمردم
اما تو تنها نبودی
من واست بازیچه بودم
عشق رویاهام نبودی
هنوزم سخته عزیزم باور بد بودن تو
بازی رو دیگه تموم کن
دیگه بسه موندن تو
فکرشم واسم عذابه....که دلت پر از فریبه
هنوزم باور ندارم که شدی واسم غریبه
گرچه باز واسم عزیزی... نمیبخشم عشق ... تا ابد باید بسوزی.. آره تو آتیش اون گناه


 

لينك ثابت نوشته شده در 87/06/20ساعت 21:8 توسط آرام |

 

آروم آهسته عزیز
طاقت گریه ندارم
اشکى براى من نریز
میخوام بگم دوست دارم
حتى اگه جدا باشیم
این همه فاصله کمه
اگر به یاد هم باشیم
وقتى خندیدى به رفتنم دلم از تو شکست
بعدِ تو دیگه دلم دل به غریبه ها نبست
تک تک خاطره ها مون هر چى بود دیگه گذشت
جا یه من کى تو یه قلب مهربان تو نشست
بیا سر مزاره من

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/06/18ساعت 14:5 توسط آرام |

 

نه میخندم نه میخوام گریه کنم برای تو
این ازم بر نمیاد که آب بشم به پای تو

تو کتم نمیره که دوباره خام تو بشم
واسه من طعمه نذار میخوام محاله رام تو بشم

بار و بندیلو ببند اینجا دیگه جای تو نیست
تو ترانه های من جایی واسه حرفای تو نیست

نه واسه من گریه نکن به درد من نمیخوره
تو گوشم قصه نگو گوشم از این حرفا پره

آره بار و بندیلو ببند اینجا دیگه جای تو نیست
تو ترانه های من جایی واسه حرفای تو نیست

نه واسه من گریه نکن به درد من نمیخوره
تو گوشم قصه نگو گوشم از این حرفا پره

بهتره از تو گوشت این پنبه رو در بیاری
که این دفه با گریه هات سرو تشو هم بیاری
قلب منو شکستیو یه گوشه ای نشستی
پاشو بارو بندیلو ببند منتظر چی هستی ؟

آره بار و بندیلو ببند اینجا دیگه جای تو نیست
تو ترانه های من جایی واسه حرفای تو نیست

نه واسه من گریه نکن به درد من نمیخوره
تو گوشم قصه نگو ...

نه میخندم نه میخوام گریه کنم برای تو
این ازم بر نمیاد که آب بشم به پای تو

تو کتم نمیره که دوباره خام تو بشم
واسه من طعمه نذار میخوام محاله رام تو بشمپ

آره بار و بندیلو ببند اینجا دیگه جای تو نیست
تو ترانه های من جایی واسه حرفای تو نیست

واسه من گریه نکن به درد من نمیخوره
تو گوشم قصه نگو گوشم از این حرفا پره

آره بار و بندیلو ببند اینجا دیگه جای تو نیست
تو ترانه های من جایی واسه حرفای تو نیست

نه واسه من گریه نکن به درد من نمیخوره
تو گوشم قصه نگو ...

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/06/12ساعت 14:35 توسط آرام |

 

غصه نخور ای دل بی کسم
گریه نکن گلم همه کسم
رسم دنیا بی وفاییه
دلکم دلکم دلکم


دل من بغضتو بشکن
غریبگی نکن با من
ببار مثل ابر بهار دل من

اونی که تو رو شکسته
خدا جوابشو میده
ببار مثل ابر بهار دلکم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/06/07ساعت 22:14 توسط آرام |

 

یه روز بارون ، یه روز آفتاب
یه روز آروم،یه روز بی تاب
یه روز با من،یه روز بی من
یه روز هم دل ، یه روز دشمن
یه روز غمگین، یه روز بی غم
یه روز با هم ، یه روز بی هم
یه روز تا سقف یک آواز ، یه روز پایان بی آغاز

یه روز بارون ، یه روز آفتاب
یه روز آروم،یه روز بی تاب
یه روز با من،یه روز بی من
یه روز هم دل ، یه روز دشمن

یه روز آبی ترین دریا ، یه روز تاریک مثل فردا
یه روز بغل بغل آغوش ، یه روز ستاره ای خاموش

یه روز غمگین، یه روز بی غم
یه روز با هم ، یه روز بی هم
یه روز تا سقف یک آواز ، یه روز پایان بی آغاز
یه روز همسایه با رویا ، یه روز سر در گم و تنها
یه روز امنیتی در من، یه روز بزرگترین لحظه من

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/06/03ساعت 20:28 توسط آرام |

 

ببین چه چیزا میکارن توی زمینای خدا
گلای خشخاش وعلف این آدمای بی خدا
اراده کن خنجر بکش بزن به قلب اعتیاد
ریشه ی خشخاش رو بزن بزن تا جونش در بیاد
چطور میشه غصه نخورد از دیدن برادرم
که جون میده کنار شب لحظه به لحظه دم به دم
بزن که روزای بدش شکنجه ی جونش بشه
ضربه ی آخرت حالا تا مرز مردن بکشه

ببین چه چیزا میکارن توی زمینای خدا
گلای خشخاش وعلف این آدمای بی خدا
اراده کن خنجر بکش بزن به قلب اعتیاد
ریشه ی خشخاش رو بزن بزن تا جونش در بیاد
چطور میشه غصه نخورد از دیدن برادرم
که جون میده کنار شب لحظه به لحظه دم به دم
بزن که روزای بدش شکنجه ی جونش بشه
ضربه ی آخرت حالا تا مرز مردن بکشه

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/06/03ساعت 1:31 توسط آرام |

 

دلگیر دلگیرم از او ، از او و آینه هایش
آن خود پسندی که دل را ، خون می کند ادعایش
او سر به بالا و مغرور ، غافل از اینکه همیشه
مردی علی رغم مردی ، افتاده بر دست و پایش
از خیر عشقش گذشتم ، ماندن برایم عذاب است
وقتی که فرقی ندارد ، بود و نبودم برایش
احساس تلخی ندارم ، هر چند وقت وداع است
شاید که شیرین شود عشق ، در آخرین لحظه هایش

دلگیر دلگیرم از او ، از او و آینه هایش
آن خود پسندی که دل را ، خون می کند ادعایش
او سر به بالا و مغرور ، غافل از اینکه همیشه
مردی علی رغم مردی ، افتاده بر دست و پایش
از خیر عشقش گذشتم ، ماندن برایم عذاب است
وقتی که فرقی ندارد ، بود و نبودم برایش
احساس تلخی ندارم ، هر چند وقت وداع است
شاید که شیرین شود عشق ، در آخرین لحظه هایش
در آخرین لحظه هایش

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/06/02ساعت 0:35 توسط آرام |

 

لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد
تو غبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد
گم نکن خودت را تو دنیای تردید و دروغ
زیر آوار نقابا دنبال خودت نگرد

باورش کن من تازه رو خود خود توئه
اون غریبه که بلای جون تو شده توئه
صورتت برام نقابه خودتو نشون بده
اون که تن میده به هر نقابی که مده توئه


گاهی وقتا آینه هم دروغ میگه
گاهی وقتا صورتت مال تو نیست
گاهی حتی توی آینه خودتو اشتباه میگیری با یکی دیگه

باورش کن من تازه رو خود خود توئه
اون غریبه که بلای جون تو شده توئه
صورتت برام نقابه خودتو نشون بده
اون که تن میده به هر نقابی که مده توئه

لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد
تو غبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/05/26ساعت 23:53 توسط آرام |

 

شب بخير اي آخرين اميد من
نذار تاريكي تو قلبت بنشينه

چشاتو بروي شهر شب ببند
تا چشاي كوچيكت خواب ببينه

ميدونم خواب ستاره ميبيني
خنده هات براي من غريبه نيست

با مداد نقره اي رو تن ماه
همه ي آرزوهاتو بنويس

غروبا تو سرزمين خواب تو
بوي تنهايي و غربت نمياد

توي كوچه هاي سبز اون بجز
صداي پاي محبت نمياد

فرصت موندن تو شهر خواب كمه
دلتو به آسمون گره بزن

پا بزار تو جاده هاي كهكشون
شب بخير اي آخرين اميد من

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/05/25ساعت 23:6 توسط آرام |

 

چی بگم از کجا بگم ؟ دردمو با کیا بگم
بهتره که دم نزنم حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شد و رفت
عاشقیمم گم شد و رفت
عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم رفتی نشستی روبروم
من از خودم چرا بگم باید از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو دست می دم به دست تو
دل از زمونه می کنم حرف دلم رو می زنم
چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم می کنه مست و خرابم می کنه
وقتی نشستی رو به من از عاشقی بگو به من
بزار چشات دل ببره اینطوری باشه بهتره
چشات اگه چشم نزنن چشمای سر سپردمو
می شه فراموش کنم خاطره های مردمو

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/05/17ساعت 19:8 توسط آرام |

 

یه زخم کهنه روی بالم
یه آسمون که چشم به رام نیست
به غیر واژه غریبی
چیزی توی ترانه هام نیست
حتی یه آینه پیش روم نیست
که اسممو یادم بیاره
تنها ترین مسافر شب
تو خلوتم پا نمیزاره
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
دل من از نژاد عشق
از تو و از ترانه لبریز
یه دنیا غم توی صدامه
مثل سکوت تلخ پاییز
رنگ پرنده غریبم
من از نژاد آسمونم
میون این همه ستاره
من یه شهاب بی نشونم
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی

لينك ثابت نوشته شده در 87/05/15ساعت 13:12 توسط آرام |

 

خداجون ! متشکریم که چشم دادی بهمون
واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت
مرسی که پا به ما دادی واسه ی سگ دوزدن
واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت
آخ که شکرت ای خدا
واسه جهان به این بدی
چی میشد اگه تو دست
به ساختنش نمیزدی ؟

خداجون ! ممنون از اینکه دوتا دست دادی به ما
تا اونارو رو به هر مترسکی دراز کنیم
خداجون ! مرسی از این دلی که تو سینه مونه
می تونیم دل یکی دیگرو بازیچه کنیم
آخ که شکرت ای خدا
واسه جهان به این بدی
چی میشد اگه تو دست
به ساختنش نمیزدی ؟

خداجون ! ممنون از اینکه دوتا دست دادی به ما
تا اونارو رو به هر مترسکی دراز کنیم
خداجون ! مرسی از این دلی که تو سینه مونه
می تونیم دل یکی دیگرو بازیچه کنیم
آخ که شکرت ای خدا
واسه جهان به این بدی
چی میشد اگه تو دست
به ساختنش نمیزدی ؟

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/05/13ساعت 2:10 توسط آرام |

 

گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه
برای دله من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم

سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرور رو تو چشمات شکستم
واسه من که برعکس کار زمونه
یکی نیست که قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه

هنوزم زمستون به یادت بهاره
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم ساز ناسازگاره
سکوتم به جز تو صدایی نداره
تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستاتو بازم تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب پریدم
که بازم با چشمایه کورم به راهت بشینم

سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرور رو تو چشمات شکستم

لينك ثابت نوشته شده در 87/05/07ساعت 10:5 توسط آرام |

 

با تو و در کنار تو تنهاتر از هميشه
برو ديگه دروغات باور من نميشه،باور من نميشه
من خورشيد صداقت تو شمع بی فروغی
کاش از اول ميديدم ، دروغی تو دروغی،دروغی تو دروغی

من با تو پربسته شدم ،گريه آهسته شدم
برو که خوب شناختمت، از دروغات خسته شدم
من با تو پربسته شدم ،گريه آهسته شدم
برو که خوب شناختمت،از دروغات خسته شدم،از دروغات خسته شدم

تو عاشق خزونی، غروب پشت شيشه
دل بازم از ترانه ، دل تنگی تو هميشه
دنيای من قشنگی پروانه های رنگی
دنيای تو سياهی ، تو محکوم نيرنگي،تو محکوم نيرنگي

من با تو پربسته شدم ،گريه آهسته شدم
برو که خوب شناختمت، از دروغات خسته شدم
من با تو پربسته شدم ،گريه آهسته شدم
برو که خوب شناختمت،از دروغات خسته شدم،از دروغات خسته شدم

مي ايستم زير آفتاب ، پر ميشم از طلايي
تويي اسير ظلمت ، نگاه بکن کجايي، نگاه بکن کجايي
تو گوشه گير زندون ، من رقص زير باروون
من خنده بهارم ، تو غربت زمستون، تو غربت زمستون

من با تو پربسته شدم ،گريه آهسته شدم
برو که خوب شناختمت، از دروغات خسته شدم
من با تو پربسته شدم ،گريه آهسته شدم
برو که خوب شناختمت،از دروغات خسته شدم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/05/01ساعت 11:14 توسط آرام |

 

ای دل من ،چرا صدات در نمیاد
این همه آزارت میدند
چرا صدات در نمیاد
هر کی از راه میرسه
یه زخمی به تو میزنه
چرا هیچی نمی گی
چرا صدات در نمیاد
آروم بگیر دل بی طاقت
دیوونم نکن دل بی طاقت
آتیشم نزن دل بی طاقت
فراموشش کن دل بی طاقت
نفرین نمی کنم تو رو
هر جا می خوای بری برو
نگو قسمت نبوده
خودت نخواستی برو
هر جا می خوای تو برو
دیگه دل تو رو نمی خواد
این عشق تو مرده
این دلم تو رو نمی خواد
ای دل من دیگه بسه
دیگه بسه
از عاشقی شدم خسته
شدم خسته
نمی خوام که عاشق باشی
نمی خوام
دیگه بسه دیگه بسه
توو این روزا،دوره زمونه
دوره زمونه
دیگه هیچکس عاشق نمی مونه
تو عاشق شی،دل می سوزه
می سوزه
چند بار سوختی دیگه بسه
آرووم بگیر دل بی طاقت
دیوونم نکن دل بی طاقت
آتیشم نزن دل بی طاقت
فراموشش کن دل بی طاقت
ای دل من دیگه بسه
دیگه بسه
از عاشقی شدم خسته
شدم خسته
نمی خوام که عاشق باشی
دیگه بسه ، دیگه بسه
توو این روزا،دوره زمونه
دوره زمونه
دیگه هیچکس عاشق نمی مونه
تو عاشق شی ،دل می سوزه
دل می سوزه
چند بار سوختی دیگه بسه
نمی خوام که عاشق باشی
دیگه بسه دیگه بسه
تو عاشق شی دل می سوزی
چند بار سوختی دیگه بسه
آه

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/25ساعت 15:10 توسط آرام |

 

به دلم مونده یه بار
یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام به نامت
به دلم مونده یه بار
یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام
کاشکی تو نگاه آخر عشقو تو چشام می دیدی
تو چی کردی با دل من عشقمو انگار ندیدی
قلب تو انگاری نشنید التماس اون چشامو
تو چی کردی با دل من ندیدی غم نگامو
به دلم مونده یه بار یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام
به دلم مونده یه بار یه روزی یه جایی بگی می خوامت

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/15ساعت 16:54 توسط آرام |

 

برای پر پر شدن اقاقی برای بوسه های اتفاقی
تو این روزا که مثل شب سیاه منتظر نور کدوم چراغی
برای لحضه های بی قراری سا عتهای کشنده ی خُماری
نَشه می کردی دلَمُ یه روزی الان خزونی کدوم بهاری
رو صندلی انتظار می شینم گلای باغ حسرتو می چینم
یا مثل سابق می شی بر می گردی
یا نمی خوام دیگه تورو ببینم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/13ساعت 8:56 توسط آرام |

 

آخر چی کار داری با آسمان آبی
بانوی من تو وقتی دریای غرق آبی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
مثل شراب ها نه بانوی من تو در من
سرگیجه های بعد از نوشیدن شرابی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی

آن روزها چه بودی این روزها چه هستی
آن روزها درختی این روزها طنابی

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/12ساعت 11:37 توسط آرام |

 

یه روز بارون یه روز آفتاب
یه روز آروم یه روز بی تاب
یه روز با من یه روز بی من
یه روز همدل یه روز دشمن
یه روز آبی ترین دریا
یه روز تاریک مثل فردا
یه روز بغل بغل آغوش
یه روز ستاره ای خاموش

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/10ساعت 18:55 توسط آرام |

دوستان سلام امروز با یه آپ جدید در خدمت شما هستم برا مادران عزیز با اینکه این شعر و این روز نه به دین من می خوره نه به آیین من ولی برا دوستانم این آپ رو انجام دادم امید وارم مورد لطف شما عزیزان و همراهان قرار بگیره ....

مادر بی تو تنها وغریبم
اتاق خالیم بی توچه سرد
مادر، مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درد
فضای خونه بی بویه تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر
هنوزم تو دلم تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه، شعرآشتی مثل قدیما نمی خونه
مادر،مادر، شبا با صدای لالایی های تو خوابیدم
لالایی مادرم حالا نوبت توست،تو بخواب امیدم
مادر، مادر
مادر، مادر

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/06ساعت 14:1 توسط آرام |

 

صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد
از تو سینه کش کوههای بلند
از جاده هایی که به ده می رسن

این صدا از دهل مردی که
غم عشقی تو دلش زندونیه
سوخته با هر آتیش تازه ای که
روبروش افروخته و ارزونیه

صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد

حالا وقتی که هوا ابری می شه
قلب عاشقش دوباره می تپه
می یاد انگار یه دست پنهون و
پرده سیاه رو قلبش می کشه
اونوقته که با صدای دهلش
می کشه فریاد دل از تو سینه
می گه عاشقم می سوزم تا ابد
اگه راه و رسم عاشقی اینه

صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/03ساعت 12:28 توسط آرام |

روی هر سینه سری،تو که کارت وقت وداع
سر من وقت وداع تکیه به دیوار می کنه
روی هر لب لبی باشه ستاره غنچه شده
لب دم خشکی رو باز از رو خودش پاک می کنه
توی هر صدا و شعر اسم عزیزی رو طنین
تو صدای من یه اندوهه که فریاد می کنه
                                                   عیب نداره تو هم برو تو هم رو اونهای دیگه
                                                   داغ یه حرف موند رو دلم،عیب نداره بازم می گه
                                                   عشق ، عشق ، عشق ....
رسم که تو روز عشق همه به هم هدیه می دن
کی به من هدیه می ده دل داره گریه می کنه
پشت هر دونه اشک ابریشم دستای یار
توی دستای من این بو چیه که داد می زنه
                                                  عیب نداره تو هم برو تو هم رو اونهای دیگه
                                                  داغ یه حرف موند رو دلم،عیب نداره بازم می گه
                                                  عشق ، عشق ، عشق ....

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/02ساعت 20:3 توسط آرام |

 

گریه های تو برام فایده نداره
برو که دیگه تو رو شناختمت
بگو به کی بگم گفتنیامو , حالا که به حرف حسودا باختمت
من تو ی شهر آرزوهام, واسه تو یه قصر طلایی ساخته بودم
به چه شوقی, به چه ذوقی, قلب و دین و ایمونمو باخته بودم
برو دیگه دوست ندارم, اسمتو نمی خوام بیارم
برو دیگه نمی خوام به یادت, چشمامو روی هم بذارم
هردفعه یکی در می زنه, عکس تو میاد به یادمن
که میومدی با یه گل سرخ,دمدمای صبح سراغ من
چه بچه گونه نگام می کردی, نگاتو باور میکردم
دوباره می رفتی, من تو سکوتم گلاتو پرپر می کردم
قصه های منو تو تمومه اما, یه روز تو تنها می شینی
حریر عشق گذشتمو, تو آینه ها می بینی
اما دیگه نیست اون که اشکاتو
می بوسید و تو براش نفس بودی
اونی که براش فرش زمینو یه سایه بون با تو بس بودی

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/29ساعت 13:25 توسط آرام |

 

من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادي لازم است

سرما زده و سوز ه و پاييز فراري
در حسرت روزهاي بهاري بق کرده قناري
اجاق خونه مي سوزه و سرده ببين سرما چه کرده !
اي واي از اون روزي که گردونه به کام ما نگرده
يخ بسته گل گلدون ها انگار
طوفان طبيعت رو ببين کرده چه بيداد
برگي ديگه نيست روي درختها سرماست فقط ميون حرفا
هر چي که بوده توي طبيعت قايم کرده يکي ميون برفا
در حسرت روزهاي بهاري بق کرده قناري


 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/28ساعت 15:31 توسط آرام |

 

من با التماس ميگفتم واسه جدايي زوده
تو با خنده هات ميگفتي بين ما هيچي نبوده

همه روزاي خوبو خيلي آسون پس گرفتي
من پيش چشات شكستم اما تو هيچي نگفتي

تو كه تقصيري نداري سادگي از دل من بود
فكر دوست داشتنت انگار يه خيال قدغن بود

نه به فكر انتقامم نه به فكر راه چاره
سهم من از تو و عشقت يه نگاه بيقراره

من گلايه اي ندارم همه چيزو خوب ميدونم
اگه حتي بگي برگرد من كنارت نميمونم

وقتي با گريه ميگفتم واسه جدايي زوده
تو با خنده هات ميگفتي بين ما هيچي نبوده

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/27ساعت 15:1 توسط آرام |

 

آرزومه که یه لحظه رو به روی من بِایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی
تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهرِ
توی شهرِ بی تو اما دل من با همه قهره
توی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفته
هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته
شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه
دارم از نفس می افتم مثل یک گیاه هرزه
آرزومه که یه لحظه رو به روی من بِِایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی
تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهرِِِِِِ
توی شهرِ بی تو اما دل من با همه قهره
توی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفته
هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته
شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه
دارم از نفس می افتم مثل یک گیاه هرزه

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/26ساعت 18:54 توسط آرام |

 

کلاهمونو اگه باد نبرده
یا که خوره دلامونو نخورده
یا اگه غم که خنده هاش چرنده
نمی تونه به ریشمون بخنده
اگه هنوز ریشه ما تو خاکه
یا دستامون تو اسمون پاکه
اگه درختیم و سپید بختیم
اگه تناوریم و سبز و سختیم
عوض نشو رنگ نباز و نشکن
حتی با دیدن شکستن من
دلم می خواد مثل همیشه باشی
برای من ساقه و ریشه باشی
نمی تونم نمی تونم عزیزم
خاطره های تو رو دور بریزم
نمی تونم نمی تونم عزیزم
خاطره های تو رو دور بریزم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/23ساعت 12:6 توسط آرام |

 

هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی برس به دادم
اونی که دل و جونم روبرده
خیلی وقته نکرده یادم
هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی ببین چگونه
سیل اشکم شده روونه
درد جانسوزمو به جز تو
به خدا هیچ کی نمی دونه
هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی برو طبیب دل بیمارم رو بیار
بهش بگو عاشقش غریبه
مرده از رنج و انتظار
هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی برس به دادم
اونی که دل و دینم رو برده
خیلی وقته نکرده یادم
با زبونه بى زبونى امگو نى با وفاتر از مو
ولي تو حرف مو اوتنفهمى
رفتش و بى وفايى اوتكو
تك ستاره نامحربونش تو نه مول مو
مول آسمونش
مزه تو تا سحر بيدارم
تى وجودم معنى خونش

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/17ساعت 16:13 توسط آرام |

 

دست ِ تو ، تو دست ِ من بود ..
دلت اما جای دیگه ..
تو خودت خبر نداری ..
اما چشمات اینو میگه ..
مدتی بود حس می کردم ..
که دلت یه جا اسیره ..
پشت  پا زدی به بختت ..
کی واست جز من می میره ..
تو می گی یه وقتا گاهی ... پیش میآد یه اشتباهی ... نه دیگه ؛ دیگه نمیشه ... واسه تو نمونده راهی ..!
دیگه دیدنم محاله ..
دیگه برگشتم خیاله ..
سزای  کارت همینه ..
دل از اون نگات بی زاره ..

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/16ساعت 13:39 توسط آرام |

 

من از تو دل نمی بُرم اگر چه از تو دلخورم
اگر چه گفته ای برو به خاطرات بسپرم
هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته
منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آیینه شبانه خنده می کنی
من شکست داده را خودت برنده می کنی
نیامدی و سالها ازت به جاده دوختم
بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم

رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من همیشه در هنوز ها
صدا بزن مرا شبی
به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

من از تو دل نمی بُرم اگر چه از تو دلخورم
اگر چه گفته ای برو به خاطرات بسپرم
هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته
منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آیینه شبانه خنده می کنی
من شکست داده را خودت برنده می کنی
نیامدی و سالها ازت به جاده دوختم
بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم

رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من همیشه در هنوز ها
صدا بزن مرا شبی
به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/11ساعت 20:28 توسط آرام |