ای دل من ،چرا صدات در نمیاد
این همه آزارت میدند
چرا صدات در نمیاد
هر کی از راه میرسه
یه زخمی به تو میزنه
چرا هیچی نمی گی
چرا صدات در نمیاد
آروم بگیر دل بی طاقت
دیوونم نکن دل بی طاقت
آتیشم نزن دل بی طاقت
فراموشش کن دل بی طاقت
نفرین نمی کنم تو رو
هر جا می خوای بری برو
نگو قسمت نبوده
خودت نخواستی برو
هر جا می خوای تو برو
دیگه دل تو رو نمی خواد
این عشق تو مرده
این دلم تو رو نمی خواد
ای دل من دیگه بسه
دیگه بسه
از عاشقی شدم خسته
شدم خسته
نمی خوام که عاشق باشی
نمی خوام
دیگه بسه دیگه بسه
توو این روزا،دوره زمونه
دوره زمونه
دیگه هیچکس عاشق نمی مونه
تو عاشق شی،دل می سوزه
می سوزه
چند بار سوختی دیگه بسه
آرووم بگیر دل بی طاقت
دیوونم نکن دل بی طاقت
آتیشم نزن دل بی طاقت
فراموشش کن دل بی طاقت
ای دل من دیگه بسه
دیگه بسه
از عاشقی شدم خسته
شدم خسته
نمی خوام که عاشق باشی
دیگه بسه ، دیگه بسه
توو این روزا،دوره زمونه
دوره زمونه
دیگه هیچکس عاشق نمی مونه
تو عاشق شی ،دل می سوزه
دل می سوزه
چند بار سوختی دیگه بسه
نمی خوام که عاشق باشی
دیگه بسه دیگه بسه
تو عاشق شی دل می سوزی
چند بار سوختی دیگه بسه
آه
به دلم مونده یه بار
یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام به نامت
به دلم مونده یه بار
یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام
کاشکی تو نگاه آخر عشقو تو چشام می دیدی
تو چی کردی با دل من عشقمو انگار ندیدی
قلب تو انگاری نشنید التماس اون چشامو
تو چی کردی با دل من ندیدی غم نگامو
به دلم مونده یه بار یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام
به دلم مونده یه بار یه روزی یه جایی بگی می خوامت
برای پر پر شدن اقاقی برای بوسه های اتفاقی
تو این روزا که مثل شب سیاه منتظر نور کدوم چراغی
برای لحضه های بی قراری سا عتهای کشنده ی خُماری
نَشه می کردی دلَمُ یه روزی الان خزونی کدوم بهاری
رو صندلی انتظار می شینم گلای باغ حسرتو می چینم
یا مثل سابق می شی بر می گردی
یا نمی خوام دیگه تورو ببینم
آخر چی کار داری با آسمان آبی
بانوی من تو وقتی دریای غرق آبی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
مثل شراب ها نه بانوی من تو در من
سرگیجه های بعد از نوشیدن شرابی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
آن روزها چه بودی این روزها چه هستی
آن روزها درختی این روزها طنابی
سلام دوست من معذرت می خوام از خستگی فقط به همین یک بیت بسنده می کنم امیدوارم تو رو هم تونسته باشم به جوخودم بیارم ...
ارتش صلح کجاست دنیا پر از جنگ شده
دیگه هیچ عشقی نمونده دلا از سنگ شده
یه روز بارون یه روز آفتاب
یه روز آروم یه روز بی تاب
یه روز با من یه روز بی من
یه روز همدل یه روز دشمن
یه روز آبی ترین دریا
یه روز تاریک مثل فردا
یه روز بغل بغل آغوش
یه روز ستاره ای خاموش
دوستان سلام امروز با یه آپ جدید در خدمت شما هستم برا مادران عزیز با اینکه این شعر و این روز نه به دین من می خوره نه به آیین من ولی برا دوستانم این آپ رو انجام دادم امید وارم مورد لطف شما عزیزان و همراهان قرار بگیره ....
مادر بی تو تنها وغریبم
اتاق خالیم بی توچه سرد
مادر، مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درد
فضای خونه بی بویه تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر
هنوزم تو دلم تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه، شعرآشتی مثل قدیما نمی خونه
مادر،مادر، شبا با صدای لالایی های تو خوابیدم
لالایی مادرم حالا نوبت توست،تو بخواب امیدم
مادر، مادر
مادر، مادر
صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد
از تو سینه کش کوههای بلند
از جاده هایی که به ده می رسن
این صدا از دهل مردی که
غم عشقی تو دلش زندونیه
سوخته با هر آتیش تازه ای که
روبروش افروخته و ارزونیه
صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد
حالا وقتی که هوا ابری می شه
قلب عاشقش دوباره می تپه
می یاد انگار یه دست پنهون و
پرده سیاه رو قلبش می کشه
اونوقته که با صدای دهلش
می کشه فریاد دل از تو سینه
می گه عاشقم می سوزم تا ابد
اگه راه و رسم عاشقی اینه
صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد
روی هر سینه سری،تو که کارت وقت وداع
سر من وقت وداع تکیه به دیوار می کنه
روی هر لب لبی باشه ستاره غنچه شده
لب دم خشکی رو باز از رو خودش پاک می کنه
توی هر صدا و شعر اسم عزیزی رو طنین
تو صدای من یه اندوهه که فریاد می کنه
عیب نداره تو هم برو تو هم رو اونهای دیگه
داغ یه حرف موند رو دلم،عیب نداره بازم می گه
عشق ، عشق ، عشق ....
رسم که تو روز عشق همه به هم هدیه می دن
کی به من هدیه می ده دل داره گریه می کنه
پشت هر دونه اشک ابریشم دستای یار
توی دستای من این بو چیه که داد می زنه
عیب نداره تو هم برو تو هم رو اونهای دیگه
داغ یه حرف موند رو دلم،عیب نداره بازم می گه
عشق ، عشق ، عشق ....