اسم تورو نوشتم روي بخاره شيشه
نوشتم اين زمستون بي تو بهار نميشه
خاليه جات هنوزم روي نيمكت تو ايوون
وقتي مينشستي با من لحظه ها زير بارون
صداي پاي بارون رو سنگ فرش خيابون
صداي چيك چيك آب تو كوچه و تو ناودون
واي كه چه آروم آروم از تو برام ميخونه
بي تو دلم ميگيره تو اين سكوته خونه
هر شب تو آسمونا دنباله تو ميگردم
دنباله يك ستارم اما پيداش نكردم
سرگردون لا به لاي ابراي پاره پارم
چشم انتظار ستاره منتظره اشاره ام
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/27ساعت 19:38 توسط آرام
|
آره تو همونی که می خوام
آره همونیم که تو میخوای
حالا که همه چی جوره جوره
زود باش بگو باهام میای
تو همونی که با یه نگاش
می خوام بشم عاشق چشاش
کسی بخواد تو رو بگیره
اونو میشونم سر جاش
اونو میشونم سر جاش
آخه تو عزیز قصه هامی
آخه تو شعر روی لبامی
آخه جون تو بسته به جونم
اگه بری دیگه نمی تونم
آخه اسم تو رو که میارم
میشی همه ی دار و ندارم
از چی میترسی تو مهربونم
من که رو عشق تو موندگارم
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/25ساعت 18:8 توسط آرام
|
دلبركم چيزی بگو
به من كه از گريه پرم
به من كه بی صدای تو
از شب شكست ميخورم
دلبركم چيزی بگو
به من كه گرم هق هق ام
به من كه آخرينه
آواره هاي عاشقم
چيزي بگو كه آينه
خسته نشه از بی كسی
غزل بشن گلايه ها
نه هق هق دلواپسی
نذار كه از سكوت تو
پرپر بشن ترانه ها
دوباره من بمونمو
خاكستر پروانه ها
چيزي بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه های من بره
چيزي بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
نگو كه خورشيدك من
چادر شب بسر كشيد
دقيقه ها غزل ميگن
وقتی سكوتو ميشكنی
قناريا عاشق ميشن
وقتی تو حرف ميزنی
دلبركم چيزي بگو
به من كه خاموش توام
به من كه همبستر تو اما فراموش توام
چيزي بگو كه آينه
خسته نشه از بی كسی
غزل بشن گلايه ها
نه هق هق دلواپسی
نذار كه از سكوت تو
پرپر بشن ترانه ها
دوباره من بمونمو
خاكستر پروانه ها
چيزي بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه هاي من بره
چيزي بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
نگو كه خورشيدك من
چادر شب بسر كشيد
چيزي بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه های من بره
چيزي بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/22ساعت 18:36 توسط آرام
|
مريمم ای گل نازم
نکنه به پات ببازم
من میخوام برای چشمات
این ترانه رو بسازم
میخونم ای گل مريم عشق تو هرگز
نمی کنم ترکش رسیده وقتش
برسه به حدش که تو رو دوست دارم
اسم تو برام عزیزه
از سر صدام زیادی
اخه این حس قشنگ و
به ترانه هام تو دادی
تو مثل تولد عشق
تو مثل خاطره هستی
تویی اون گلی که با عشق
سر راهمون نشستی
مريمم ای گل نازم
نکنه به پات ببازم
من میخوام برای چشمات
این ترانه رو بسازم
ناجی من تویی منتظرم
حامی من تویی مضطربم
میرسه وقتش
برای تو من میمیرم
عشق تو
حرفتو
رنگت و
عکست و
اشک تو برام عزیزه
حتی ندیده اشکم و خدا
برام عجیبه اشکمو چرا
دیدی و اما میرسیم به هم
اسم تو برام عزیزه
از سر صدام زیادی
اخه این حس قشنگ و
به ترانه هام تو دادی
تو یه پل برای رفتن
از دل من ستاره
مثل بارون تو پاییز
رو گونه هام میباره
مريمم ای گل نازم
نکنه به پات ببازم
من میخوام برای چشمات
این ترانه رو بسازم
تو مثل تولد عشق
تو مثل خاطره هستی
تویی اون گلی که با عشق
سر راه من نشستی
مريمم ای گل نازم
هستی محرم رازم
مريمم ای گل نازم
عطرت پیچیده بازم
بی تو نمیتونم باشم
حرمت عشقت شکستنی نیست
قدرت دل بی تو خورنده است
حرفای تو از یاد رفتنی نیست
یه زندونه باهاش میشم مست
ثانیه میگذره عشق من بیشتره
زندگی بدون هش نمیگذره
همیشه زنده برای من
شهد شیرین تو هیچ گلی نداره
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/21ساعت 16:35 توسط آرام
|
سلام به همه عزیزانی که خیلی به من لطف دارین و منت سر من میگذارین و کلبه تاریکم را با روشنایی وجودتون روشن می کنین ... ۲۱/۰۹/۸۶ روز تولد عشق من هستش امید وارم از این شعری که براش قرار می دهم خوشحال بشه ولی باشه هرچی که اون بخواد دیگه شروع نمی کنم و دیگه ساکت ساکت با شعرهام می مونم ... عزیزم چشمهام فرش قدم هات تولدت مبارک گل مریم من ...
براي روز ميلاد تن خود
من آشفته رو تنها نذاري
براي ديدن باغ نگاهت
ميون پيكر شبها نذاري
همه تنهايي ها با من رفيقن
منو در حسرت عشقت نذاري
براي روز ميلاد تن خود
منو دور از دل و ديدت نذاري
دلم دلتنگه و مهرت رو مي خواد
دلم رو در پي غمها نذاري
ميام تنها توي قلبت مي شينم
منو قلبت رو جايي جا نذاري
عزيزم جشن ميلادت مبارك
منو اون سوي جشن دل نذاري
عزيزم جشن ميلادت مبارك
منو اون سوي جشن دل نذاري
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/20ساعت 18:29 توسط آرام
|
منم يه تقويمه پر از زمستوون
چله نشين دلي درب و داغون
سال كبيسه ام و شگون ندارم
از هيچ كسي خاطره اي ندارم
جز يه نفر كه درب و داغونم كرد
بره بودم گرگ بيابونم كرد
اما دلم تو غربت بيابون
از راهي كه رفته نشد پشيمون
دل اي دل ديوونه ه كي قدرتو ميدونه؟
برو فكر خودت باش پر از گرگه زمونه
باز منتظر نشستي ی آب ميشي دستي دستي
تو هم بايد مثل اون دلش رو ميشكستي
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/19ساعت 15:19 توسط آرام
|
ما به هم نمي رسيم
حتي با نذر و نياز
انگار كه خدا دلش نمي خواد
ما به هم نمي رسيم
حتي اگه اسمون
آفتاب از چشماش پايين بياد
ما به هم نمي رسيم
حتي اگه فرشته ها
برن پيش خدا وساطت بكنن
ما به هم نمي رسيم
انگار ديگه بايد
به دوري از تو ادات بكنم
حالا مي تونم كه فقط
عكساي تو رو ببوسم
تو كه نيستي پيش ِ من
از دوريت دارم مي پوسم
حالا شده كارم
سر كوچتون بشينم
ببينم كه كي مي ري
از دور تو رو ببينم
ما به هم نمي رسيم
امان از غريبه ها
شدن يه ديوار بين ما
ما به هم نمي رسيم
شديم دو تا پرنده
توو دو تا قفس از هم جدا
ما به هم نمي رسيم
انگار قسمت همينه
دوري و حسرت و دل توو آتشي ِ
ما به هم نمي رسي
انگار ديگه نمي شه
چشم من چشماي تو رو ببينه
حالا مي تونم كه فقط
عكساي تو رو ببوسم
تو كه نيستي پيش ِ من
از دوريت دارم مي پوسم
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/17ساعت 20:0 توسط آرام
|
دلواپس و بی تابم
باز امشبم بی خوابم
ازت خبر ندارم و
تا خود صبح بیدارم
حس خوبی ندارم
چشام همش به ساعته
می پرسم این چه حسیه
یکی میگه خیانته
گوشی و بردار تا صدات
یه ذره آرومم کنه
این نفسای آخره
دلم داره جون میکنه
همش دارم فکر می کنم
دست یکی تو دستته
دارم میمیرم ای خدا
فکر می کنم حقیقته
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/15ساعت 18:46 توسط آرام
|
می کشمت اگه یه روز با غریبه ببینمت
گله منی نمی زارم دسته دیگه بچیندت
گولم زدی اما بدون یه روز سراغ تو میام
با خنجری تشنه واسه سینه ی داغ تو میام
میمیرم و میسوزم از این حیله و نیرنگ تو
مگه چه کردم با دلت عمری بودم تو چنگ تو تو چنگ تو
قانون تو توو عاشقی هوسه
می کشمت دستم بهت برسه
قانون تو توو عاشقی هوسه
می کشمت دستم بهت برسه
دو ته سیگار مونده رو میز
یه ماتیکی یکی تمیز
گفتی به من تنها بودی
کی بوده پس اینجا عزیز
وای که دلم داره دیگه
دق میکنه پر میزنه
شب خوشیت تموم میشه
صبح من هم سر میزنه
نفس نفس میزنمو
از دور تماشات میکنم
رفتی با اون مرد غریب
نه دیگه نیگات میکنم
قانون تو توو عاشقی هوسه
می کشمت دستم بهت برسه
قانون تو توو عاشقی هوسه هوسه
می کشمت دستم بهت برسه
قانون تو توو عاشقی هوسه هوسه
می کشمت دستم بهت برسه برسه
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/13ساعت 17:54 توسط آرام
|
گرد و غبار دوری رو قاب سرد و خالی
عکس دو تا پرنده رو شاخه های قالی
نه پنجره نه گلدون
نه شیروونی نه ناودون
آینه ی پینه بسته
رو طاقچه ی شکسته
خاطره های مرده مو زنده کن
دنیامو از پنجره آ کنده کن
آب وپرش کن آینه رو نگاه کن
پرنده های قالی رو رها کن
به خونه ی خیال من جون بده
به دفتر من سر و سامون بده
چند تا اتاق تاریک
چند تا چراغ خاموش
یه میز بی صندلی
یه دفتر فراموش
حیاط سرد پاییز
بایک درخت تنها
یه حوض و چند تا ماهی
خسته سوز و سرما
بازم بکار تو دست من بهارو
بازم بیا نون بده ماهیارو
تکیه بده به تک درخت خونه
ای که نگات برام یه سایبونه
به خونه ی خیال من جون بده
به دفتر من سر و سامون بده
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/12ساعت 19:41 توسط آرام
|
عزیزم یادت میاد سه شنبه ها
پا به پای هم می رفتیم تا کجا
کوچه های خلوتو یادت میاد
اون همه صداقتو یادت میاد
عزیزم یادت میاد که گریه هات
چه جوری آتیش به جونم میزد
نمیشد بهت بگم دوست دارم
تا می خواستم زبونم بند می اومد
کوچه های خلوتو قدم زدن
توی حلق صدای قلب بی صدا
حالا روزا همشون سه شنبه اند
لعنت خدا به این سه شنبه ها
کوچه های خلوتو قدم زدن
توی حلق صدای قلب بی صدا
حالا روزا همشون سه شنبه اند
لعنت خدا به این سه شنبه ها
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/11ساعت 19:50 توسط آرام
|
خيال كردم يه عمر، با من ميمونه
گمون كردم واسم يه همزبوونه
نگفته بود پي ،يه عشق ديگه است
تا تحقير نشم و دل بسوزونه
نگفت به فكر فرصتي دوباره است
براي دل بريدن فكر چاره است
نگفت به فكر تحقير نگاامو
شكستن غروري پاره پاره است
حالا به مرگ من راضي نميشه
ميخواد جون بكنم واسش هميشه
به اون ظالم بگين نفرين اين دل
تا زنده ام به راهه زندگيشه
درسته كولي و بي كس و كارم
ولي واسه خودم خدائيی دارم
براي ديدن روز عذابت
دارم ثانيه ها رو مي شمارم
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/10ساعت 20:7 توسط آرام
|
من ديگه خسته شدم بس كه چشمام بارونيه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم
وقتي فايده اي نداره . غصه خوردن واسه چي
واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی
نميخوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نميخوام گناه بي عشقي بيفته گردنم
نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم
همه حرف خوب ميزنند اما كي خوبه اين وسط
بد و خوبش به شما ما كه رسيديم ته خط
قربونت برم خدااا چقدر غريبي رو زمين
آره دنيا ما نخواستيم دل با خودت نبین
نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم
اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد
اون بلیت شانس داره بگو قسمت كي شد
همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست
این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست
نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا،وايسا دنيا من ميخوام پياده شم
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/08ساعت 23:23 توسط آرام
|
از این بالا نيگا کردم زمین منو صدا ميزد
یکی میگف بپر پایین یکی تو قلبم جا میزد
وقت تموم کردن کار شهامت دل بریدن
خط کشیدن دور همه به حس پرواز رسیدن
حالا باید چیکار کنم خاطره ها رو خط زدم
کاری که اینجا ندارم گذشتنو خوب بلدم
برای گریه کردنات یکی دو روزی کافیه
سیا بپوش برای من اینم برای قافیه
فقط من از اینجا میرم فک نکنم چیزی بشه
نه آسمون زمین میاد نه ابری بارونی میشه
حرفای آخرو زدم کارو باید تموم کنم
حیفه که اين ثانیه رو برای حرف حروم کنم
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/07ساعت 17:25 توسط آرام
|
به صدای من کمی گوش بده
دل به این خسته خاموش بده
ببین از چی می خونم برای تو
ای همه هستی من فدای تو ...
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/05ساعت 14:7 توسط آرام
|
به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز
کاری با دنیا ندارم
به تو گفتم خودمو می کشمو پر می زنم تو آسمونها
به گو گفتم یا نگفتم ، بگو گفتم یا نگفتم
به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات
چشاتم تنهام گذاشتن
حالا من موندم و تیغ و رگ دست و عکس پاره تو و من
به گو گفتم یا نگفتم ، بگو گفتم یا نگفتم
مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره حالا یادگاره من بعد سفر کردن تو طناب داره
تیغ و می کشم رو رگهام می پاشه خونم رو عکسات
نتونست سدی بسازه رنگ چشمات ، سیل اشکات
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/04ساعت 12:40 توسط آرام
|
به پای چوبی من تبر زده نگاه تو
من نمی تونم برم اما تو هی می گی برو
آخه من کجا برم هرجا می رم بازم تویی
پیش پای لنگ من یکه و تنها می دویی
توو فاصله باهم یکی شدین
منو پاهام به رسیدن نا امید
کاش می شد می رسیدم تا بدونم
تو و فصله به هم چیا می گین
من به تو نمی رسم ای همه خوبی من
تو نه دور می شی نه نزدیک به پای چوبی من
به پای چوبی من تبر زده نگاه تو
من نمی تونم برم اما تو هی می گی برو
توو فاصله باهم یکی شدین
منو پاهام به رسیدن نا امید
کاش می شد می رسیدم تا بدونم
تو و فصله به هم چیا می گین
به صدای من کمی گوش بده
دل به این خسته خاموش بده
ببین از چی می خونم برای تو
ای همه هستی من فدای تو
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/03ساعت 15:19 توسط آرام
|
سلام به همه اهل دیار ... از همه شما متشکرم که منت سر من میذارین و تشریف میارین به کلبه تاریک من آخه من از تاریکی بیزارم ولی دنیام فقط شده تاریکی .... این شعرو هم قرار دادم و تقدیم می کنم به کسی که براش یه دروغگوی بزرگ شدم ولی یاد گرفتم دیگخ به کسی راست نگم ....
نه ، این قرارمون نبود
تو بی خبر بری ، من خسته شم که تو ، بی همسفر بری
نه ، این قرارمون نبود
من رنگ شب بشم ، تو سر سپرده شی ، من جون به لب بشم
باور نمی کنم این تو خود تویی
این تو که از خودش بی خود شده تویی
باور نمی کنم عشق منی هنوز
گاهی به قلب من سر می زنی هنوز
وقتی زندونی تو هوس
مثل پروازی تو قفس
این رسم همراهی نشد،ای همنفس
وقتی قلبت از من جداس
سرگردون بی هم صداس
انگار دستت با دست من نا آشناست
باور نمی کنم این تو خود تویی
این تو که از خودش بی خود شده تویی
باور نمی کنم عشق منی هنوز
گاهی به قلب من سر می زنی هنوز
لينك ثابت
نوشته شده در
86/09/01ساعت 15:54 توسط آرام
|