به دلم مونده یه بار
یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام به نامت
به دلم مونده یه بار
یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام
کاشکی تو نگاه آخر عشقو تو چشام می دیدی
تو چی کردی با دل من عشقمو انگار ندیدی
قلب تو انگاری نشنید التماس اون چشامو
تو چی کردی با دل من ندیدی غم نگامو
به دلم مونده یه بار یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام
به دلم مونده یه بار یه روزی یه جایی بگی می خوامت
برای پر پر شدن اقاقی برای بوسه های اتفاقی
تو این روزا که مثل شب سیاه منتظر نور کدوم چراغی
برای لحضه های بی قراری سا عتهای کشنده ی خُماری
نَشه می کردی دلَمُ یه روزی الان خزونی کدوم بهاری
رو صندلی انتظار می شینم گلای باغ حسرتو می چینم
یا مثل سابق می شی بر می گردی
یا نمی خوام دیگه تورو ببینم
آخر چی کار داری با آسمان آبی
بانوی من تو وقتی دریای غرق آبی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
مثل شراب ها نه بانوی من تو در من
سرگیجه های بعد از نوشیدن شرابی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
آن روزها چه بودی این روزها چه هستی
آن روزها درختی این روزها طنابی
سلام دوست من معذرت می خوام از خستگی فقط به همین یک بیت بسنده می کنم امیدوارم تو رو هم تونسته باشم به جوخودم بیارم ...
ارتش صلح کجاست دنیا پر از جنگ شده
دیگه هیچ عشقی نمونده دلا از سنگ شده
یه روز بارون یه روز آفتاب
یه روز آروم یه روز بی تاب
یه روز با من یه روز بی من
یه روز همدل یه روز دشمن
یه روز آبی ترین دریا
یه روز تاریک مثل فردا
یه روز بغل بغل آغوش
یه روز ستاره ای خاموش
دوستان سلام امروز با یه آپ جدید در خدمت شما هستم برا مادران عزیز با اینکه این شعر و این روز نه به دین من می خوره نه به آیین من ولی برا دوستانم این آپ رو انجام دادم امید وارم مورد لطف شما عزیزان و همراهان قرار بگیره ....
مادر بی تو تنها وغریبم
اتاق خالیم بی توچه سرد
مادر، مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درد
فضای خونه بی بویه تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر
هنوزم تو دلم تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه، شعرآشتی مثل قدیما نمی خونه
مادر،مادر، شبا با صدای لالایی های تو خوابیدم
لالایی مادرم حالا نوبت توست،تو بخواب امیدم
مادر، مادر
مادر، مادر
صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد
از تو سینه کش کوههای بلند
از جاده هایی که به ده می رسن
این صدا از دهل مردی که
غم عشقی تو دلش زندونیه
سوخته با هر آتیش تازه ای که
روبروش افروخته و ارزونیه
صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد
حالا وقتی که هوا ابری می شه
قلب عاشقش دوباره می تپه
می یاد انگار یه دست پنهون و
پرده سیاه رو قلبش می کشه
اونوقته که با صدای دهلش
می کشه فریاد دل از تو سینه
می گه عاشقم می سوزم تا ابد
اگه راه و رسم عاشقی اینه
صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد
روی هر سینه سری،تو که کارت وقت وداع
سر من وقت وداع تکیه به دیوار می کنه
روی هر لب لبی باشه ستاره غنچه شده
لب دم خشکی رو باز از رو خودش پاک می کنه
توی هر صدا و شعر اسم عزیزی رو طنین
تو صدای من یه اندوهه که فریاد می کنه
عیب نداره تو هم برو تو هم رو اونهای دیگه
داغ یه حرف موند رو دلم،عیب نداره بازم می گه
عشق ، عشق ، عشق ....
رسم که تو روز عشق همه به هم هدیه می دن
کی به من هدیه می ده دل داره گریه می کنه
پشت هر دونه اشک ابریشم دستای یار
توی دستای من این بو چیه که داد می زنه
عیب نداره تو هم برو تو هم رو اونهای دیگه
داغ یه حرف موند رو دلم،عیب نداره بازم می گه
عشق ، عشق ، عشق ....
گریه های تو برام فایده نداره
برو که دیگه تو رو شناختمت
بگو به کی بگم گفتنیامو , حالا که به حرف حسودا باختمت
من تو ی شهر آرزوهام, واسه تو یه قصر طلایی ساخته بودم
به چه شوقی, به چه ذوقی, قلب و دین و ایمونمو باخته بودم
برو دیگه دوست ندارم, اسمتو نمی خوام بیارم
برو دیگه نمی خوام به یادت, چشمامو روی هم بذارم
هردفعه یکی در می زنه, عکس تو میاد به یادمن
که میومدی با یه گل سرخ,دمدمای صبح سراغ من
چه بچه گونه نگام می کردی, نگاتو باور میکردم
دوباره می رفتی, من تو سکوتم گلاتو پرپر می کردم
قصه های منو تو تمومه اما, یه روز تو تنها می شینی
حریر عشق گذشتمو, تو آینه ها می بینی
اما دیگه نیست اون که اشکاتو
می بوسید و تو براش نفس بودی
اونی که براش فرش زمینو یه سایه بون با تو بس بودی
من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادي لازم است
سرما زده و سوز ه و پاييز فراري
در حسرت روزهاي بهاري بق کرده قناري
اجاق خونه مي سوزه و سرده ببين سرما چه کرده !
اي واي از اون روزي که گردونه به کام ما نگرده
يخ بسته گل گلدون ها انگار
طوفان طبيعت رو ببين کرده چه بيداد
برگي ديگه نيست روي درختها سرماست فقط ميون حرفا
هر چي که بوده توي طبيعت قايم کرده يکي ميون برفا
در حسرت روزهاي بهاري بق کرده قناري
من با التماس ميگفتم واسه جدايي زوده
تو با خنده هات ميگفتي بين ما هيچي نبوده
همه روزاي خوبو خيلي آسون پس گرفتي
من پيش چشات شكستم اما تو هيچي نگفتي
تو كه تقصيري نداري سادگي از دل من بود
فكر دوست داشتنت انگار يه خيال قدغن بود
نه به فكر انتقامم نه به فكر راه چاره
سهم من از تو و عشقت يه نگاه بيقراره
من گلايه اي ندارم همه چيزو خوب ميدونم
اگه حتي بگي برگرد من كنارت نميمونم
وقتي با گريه ميگفتم واسه جدايي زوده
تو با خنده هات ميگفتي بين ما هيچي نبوده
آرزومه که یه لحظه رو به روی من بِایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی
تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهرِ
توی شهرِ بی تو اما دل من با همه قهره
توی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفته
هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته
شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه
دارم از نفس می افتم مثل یک گیاه هرزه
آرزومه که یه لحظه رو به روی من بِِایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی
تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهرِِِِِِ
توی شهرِ بی تو اما دل من با همه قهره
توی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفته
هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته
شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه
دارم از نفس می افتم مثل یک گیاه هرزه
کلاهمونو اگه باد نبرده
یا که خوره دلامونو نخورده
یا اگه غم که خنده هاش چرنده
نمی تونه به ریشمون بخنده
اگه هنوز ریشه ما تو خاکه
یا دستامون تو اسمون پاکه
اگه درختیم و سپید بختیم
اگه تناوریم و سبز و سختیم
عوض نشو رنگ نباز و نشکن
حتی با دیدن شکستن من
دلم می خواد مثل همیشه باشی
برای من ساقه و ریشه باشی
نمی تونم نمی تونم عزیزم
خاطره های تو رو دور بریزم
نمی تونم نمی تونم عزیزم
خاطره های تو رو دور بریزم
هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی برس به دادم
اونی که دل و جونم روبرده
خیلی وقته نکرده یادم
هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی ببین چگونه
سیل اشکم شده روونه
درد جانسوزمو به جز تو
به خدا هیچ کی نمی دونه
هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی برو طبیب دل بیمارم رو بیار
بهش بگو عاشقش غریبه
مرده از رنج و انتظار
هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی برس به دادم
اونی که دل و دینم رو برده
خیلی وقته نکرده یادم
با زبونه بى زبونى امگو نى با وفاتر از مو
ولي تو حرف مو اوتنفهمى
رفتش و بى وفايى اوتكو
تك ستاره نامحربونش تو نه مول مو
مول آسمونش
مزه تو تا سحر بيدارم
تى وجودم معنى خونش
دست ِ تو ، تو دست ِ من بود ..
دلت اما جای دیگه ..
تو خودت خبر نداری ..
اما چشمات اینو میگه ..
مدتی بود حس می کردم ..
که دلت یه جا اسیره ..
پشت پا زدی به بختت ..
کی واست جز من می میره ..
تو می گی یه وقتا گاهی ... پیش میآد یه اشتباهی ... نه دیگه ؛ دیگه نمیشه ... واسه تو نمونده راهی ..!
دیگه دیدنم محاله ..
دیگه برگشتم خیاله ..
سزای کارت همینه ..
دل از اون نگات بی زاره ..